خیلی دور خیلی نزدیک

خرید بک لینک
راستش دلم هواي دوباره اينجا نوشتن كرده :)

خیلی دور خیلی نزدیک...

ما را در سایت خیلی دور خیلی نزدیک دنبال می‌کنید

برچسب: دلتنگي,دلتنگي به انگليسي,دلتنگي هاي آدمي را باد,دلتنگي هاي عاشقانه,دلتنگي شعر,دلتنگي براي مادر,دلتنگي هاي من,دلتنگي عاشقانه,دلتنگي يعني,دلتنگي احمد شاملو, نویسنده: بازدید: 15 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 3:22

اسمم را كه صدا ميزني انگار انار پاره ميكنند در دلم و سرخيِ دانه هايش به گونه هايم ميريزد،اسمم را كه صدا ميزني در قلبم نقاره ميزنند گويي و رم ميكنند اسب هاي وحشي خيال،اسمم را كه صدا ميزني شمعداني ها گل مي دهند و ماهيان حوض آوازه خوان مي شوند،اسمم را كه صدا ميزني مجنون ميشوم و سر به بيابان ديوانگي ميگذارم تا براي ستاره هاي كوير از رقص موزون كلمات با آهنگ صدايت بگويم،اسمم را كه صدا ميزني تماما لبخند ميشوم و سرشار ميشوم از جانم هايي كه پروانه ميشوند براي گرديدن دور تو،اسمم را كه صدا ميزني، اصلا بيخيال تمام اين اتفاقات تو فقط صدايم بزن... خیلی دور خیلی نزدیک...

ما را در سایت خیلی دور خیلی نزدیک دنبال می‌کنید

برچسب: صدایم کن صدای تو خوب است,صدایم کن صدای تو خوب است سهراب,شعر صدایم کن صدای تو خوب است, نویسنده: بازدید: 9 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 3:22

تو راه برگشت از بيمارستان تو مترو خوابم برده بود دختر كناريم بيدارم كرد گفت ببين تو كدوم ايستگاه پياده ميشي؟ گفتم چطور؟ گفت اين قدر عميق خوابت برده ميترسم خواب بموني ايستگاهتو رد كني! خندم گرفت گفتم نه عزيزم من شرطي شدم سر ايستگاهم بيدار ميشم و دوباره خوابيدم وقتي خواستم پياده شم گفت همش منتظر بودم جا بموني خون و دل خوردم تا ايستگاهت برسه :))))

خیلی دور خیلی نزدیک...

ما را در سایت خیلی دور خیلی نزدیک دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 14 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 3:22

به ياد نمي آورم اما بايد چيزي را در گذشته گم كرده باشم! مثلِ يك كاست از صداهاي كودكي، مثلِ دندانِ شيريِ لاي دستمالِ زير بالشت، مثلِ پاك كن هندوانه اي كلاس اول، مثلِ يخمك هاي در راه برگشت به خانه، مثل بوي نانوايي سر خيابان، مثل عاشقيه بيد مجنون، مثل صبوري چنار، مثل گريه هاي شبانه، اسمس هاي بي جواب، مثل يك بودن، بودن تو!بايد چيزي را در گذشته ام گم كرده باشم، چيزي شبيه به يك احساس، مثلا دوست داشتن، دوست داشتنِ تو...به ياد نمي آورم از كجاي گذشته ام با من بودي و در پيچ كدام كوچه بود كه ديگر قدم هايت با من نبود يا شايد هم من بودم كه در شلوغي شهر دستم از دستت رها خیلی دور خیلی نزدیک...

ما را در سایت خیلی دور خیلی نزدیک دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 3:22

-به چه اميدي داري ميجنگي؟
+يه بار ديگه بتونم خنده هاشو ببينم...

خیلی دور خیلی نزدیک...

ما را در سایت خیلی دور خیلی نزدیک دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 3:22

اخم كه ميكني گويي جلوي جوخه ي اعدام نگاهت ايستاده ام و سربازانت گوش به فرمانِ حكمِ تير تو!
تصور كن! تير خلاص را كه بزني ميشوم فداي اخم هايت!

خیلی دور خیلی نزدیک...

ما را در سایت خیلی دور خیلی نزدیک دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 33 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 3:22

صفحه بندی